تبليغاتX
تبسمی در ترنم عشق
تبسمی در ترنم عشق


.....شاید امروز... روزهاست که از این بودن دلگیرم

شايد با امروز روزهاست که در خلوت من ديگر هيچ چيز سر جايش نيست.....
شايد با امروز روزهاست که دلم آرام آرام در خراب آباد اين سينه می ميرد......
شايد با امروز روزهاست که آسمان در هر طلوع آبی مهرانگيزش را بيش از ديروزها می بازد.....
و هر سطر نيرنگ اين واژه ها را بر سپيدای نگاه می نويسد.....
سرمای ثانيه ها امروزها را بيش از ديروزها می ميراند.....
شايد با امروز روزهاست که شور زيستن در سکوتی خاکستری خاموش می شود....
شايد با امروز روزهاست که من می دانم آشيانه ای بر فراز آن تک درخت برای هميشه خالی خواهد ماند...
شايد با امروز روزهاست که همهمهء اندوه ، سکوت نازک و خيالی غالب بر قالب مرا می شکند....
و رنگين کمان تک رنگ باورم ،سبز، در آرزوی بهار رنگ می بازد.....
..... شايد با امروز روزهاست که ماهتاب در سياه اين شب راه گم کرده ست 


ادامه مطلب

لینک نوشته | توسط : سامان

RSS